لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

آنان اگر چه دارای ادبیاتی شفاهی نیز بودند و قصه ها و افسانه هایی نیز داشتند، برای کودکانشان به زبان خود لالایی می خواندند، برای معشوقگان خود نیز ترانه هایی می ساختند و در فراق آنان اشعاری سوزناک می سرودند و . جالب توجه است که این سه تن ترک بودند ولی به یکدیگر به زبان فارسی نامه می نوشتند. به مناظره ی عرب و عجم نوشته ی اسدی طوسی، به کتاب فضائل بلخ تالیف ابوبکر واعظ بلخی ترجمه ی عبدالله حسینی بلخی، به کتاب داراب نامه طرسوسی بکوشش ذبیح الله صفا، تهران ۲۵٣۸، و به کتاب تنزیه الشریعه المرفوعه تالیف ابی الحسن علی بن محمد بن عراق الکنانی ۹۰۷ – ۹۶٣ هجری، بیروت، ١۹۸١.

ولی آنان به مرور زبان فارسی را آموختند و گواه ما، از جمله اظهارنظر ابوالفضل بیهقی است درباره ی مسعود غزنوی که می نویسد: «و از پادشاهان این خاندان رضی الله عنه ندیدم که کسی چون آن خواندی و نبشتی که وی . در دوره ی سلطنت یکی از آنان، یعنی اسکندر لودی(۸۹۴ – ۹۲٣)، ادب فارسی در هند رواج بسیار یافت. پس از سلجوقیان روم، نوبت به آل عثمان می رسد (۶۹۹- ١٣۴۲) که دوره ی امپراتوری آنان از سال ۸۵۷ با فتح استانبول به دست سلطان محمد دوم معروف به فاتح آغاز گردید.

پیش گویی خواجه نظام الملک درست از آب درآمد، زیرا با کشته شدن وی، تاج داری سلطان سلجوقی نیز دیری نپایید. ، خواجه از این پیغام رنجید و گفت: با سلطان بگویید که تو نمی دانی که من در مُلک شریک توام و تو به این مرتبه به تدبیر من رسیده ای و بر یاد نداری . ‘Make’ و سایر زمانهایش به متکلمان کمک میکند که مجموعهای از اعمالشان را بیان کنند. و یا در مورد معزالدین محمد، موسس سلسله ی غوری آمده است که وی یکی از «غلامانش» را به حکومت هند برگزید. زمانی که لغتی را در کلاس یا از یک کتاب یاد میگیرید، حتماً شب آن را مجدداً مرور کنید.

دهخدا پس از آن راهي استانبول شد و در دفاع از آزاديخواهان مشروطه، روزنامه «سروش» را بنيانگذاري كرد. اگر آنان زبانی داشتند که با آن می توانستند کارهای اداری خود را انجام دهند، بی شک کوشش های صفاریان و سامانیان و حتا فردوسی نیز به جایی نمی رسید و از زبان فارسی از سده ی پنجم هجری به بعد کم تر اثری بر جای می ماند. ولی این داستان را سخندانان پیشین به فارسی هم ترجمه کرده بودند، منتها فارسی آن ها دارای الفاظ غریب و فاقد زیورهای لفظی و امثال و حکم بود.

دربار سلجوقیان روم (۴۷۰- ۷۰۰) در آن منطقه یک محیط کاملن ایرانی بود و بیش تر ِ وزرا و رجال آن نیز ایرانی بودند. شاعران و عالمان زیادی به دربار او روی آوردند. است. (آنندراج) : چه گویم از صفت او و فسق او و فساد بیازماي بسوگند اگر نیم ستوار.سوزنی. ۷ – برخی از زبان شناسان، زبان فارسی را به علت سادگی و رسیدگی بی مانند آن، شایسته ترین زبان برای یک زبان همگانی و جهانی می دانند نگاه کنید به : احمد کسروی، زبان پاک، چاپ چهارم، تهران ۲۵٣۶ ، ص ۶۴ . تا خانه ی بت پرستان را ویران سازد، نه برای رواج زبان فارسی، و بدین سبب است که از وی با عنوان «سلطان غازی» نیز یاد کرده اند.

پس از بازگشت از اروپا از طرف پیشکار آذربایجان، ریاست اطاق تجارت به او سپرده شد و در دارالانشاء مقام ارجمندی باو داده شد. ۸ – آمده است که چون شاعران یعقوب را به تازی ستایش گفتند و او سخن آنان را درنیافت ، گفت: « چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت» و از آن پس شعر رسما زبان دری گشت. هیچ مورخی از وجود منشیان و نویسندگان ترک و ترکمان در میان آنان خبری نداده است و آنان به ناچار اداره ی هر سرزمینی را که تصرف می کردند به دست ایرانیان می سپردند و تقریبن همه ی مشاغل دیوانی از وزارت به پایین در دست ایرانیان بود و این فاتحان بی همکاری نزدیک فارسی زبانان قادر به انجام هیچ کاری به جز لشکرکشی نبودند و این واقعیت را نیز دسته هایی از ترکان به خوبی دریافته بودند.

١۶ – همچنین حکیم میسری در دانشنامه که در سال ٣۷۰ هجری در دانش پزشکی سروده است، آن جا که در دیباچه ی کتاب خود سخن می گوید، پارسی و دری را یک زبان گرفته است ( بکوشش برات زنجانی، تهران ١٣۶۶، بیت ۸۵ – ۸۰). و اما آنچه ابن مقفع درباره ی زبان دری می گوید نیاز به بررسی بیشتری دارد. اما در سرشت و نهاد اشخاص این فزون­خواهی­ های لجام گسیخته وجود دارد که با ایدیولوژی سازی، آدم­ها را برای تحقق فزون­خواهی­ هایش به بردگی می­گیرد؛ بنابر این، بایستی به افراد، آگاهی داد تا هر فرد، اعتماد به نفس و هویت فردی خویشتن خویش را داشته باشد که به بردگی کشیده نشوند؛ از این رو، کتاب رها در باد، افزون بر پیامد سیاسی اتو بیوگرافیکی­ اش، پیامد فلسفی نیز دارد که این پیامد فلسفی، انسان را به عنوان این که انسان است در مرکز تاریخ و زندگی، قرار می­دهد.

که بدبخت زر دارد از خود دریغ.سعدی. دهی است از دهستان چایپاره بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی در 6 هزارگزی باختر قره ضیاءالدین و 2 هزارگزی باختر شوسهء خوی به قره ضیاءالدین دره و کنار آقاچای قرار دارد. ابهام مهمی که در این راه وجود دارد این است که اگر این کلمه ریشۀ فارسی و به تعبیر او ایرانی دارد، چرا در خود فارسی قارپوز رایج نیست و به جای آن از هندوانه و خربزۀ هندی استفاده می شده است?! قارپوز نه در متون فارسی دیده شده و نه مردم فارس زبان آن را به کار می برده اند؛ حالا هم به کار نمی برند و باید تملّک کلمه و مدیون ساختن ملّت ها و زبان های بسیار به فارسی بر سر کلمه ای را که نه در زبان خود مردم فارس زبان رایج است و نه در متون فارسی شناخته شده؛ دیده شده است؛ در شمار قواعد منحصر به فرد مکتب لغت شناسی فارسی و پیروان آن آورد.

هر کدام از آنان از زبان خود که یکی از شاخه های زبان ترکی است برای گفت و گوهای روزانه استفاده می کرد. ۲۲ – ایرانیان شعوبی در برابر تفاخر عرب ها به زبان عربی، به نوبه ی خود به زبان فارسی فخر می ورزیدند و زبان دری یا پارسی را زبان فرشتگان و پیامبران می نامیدند.( به عنوان نمونه نگاه کنید به ترجمه ی تفسیر طبری، ج ١، ص ۵. ١۷ – اکنون بر اساس این تعریف، می توان به خوبی منظور فخرالدین اسعد گرگانی را در مقدمه ی ویس و رامین دریافت.

ماسون نیزدر بسیاری جاها از پشه یی یاد آوری نموده و مینویسد: این زبان در کوهستانات شرقی نجراب مروج بوده و در شش قریه به آن تکلم می نمایند و همچنان آنعده باشنده گان نجراب به آن حرف میزنند که به زبان فارسی نیز آشنایی دارند. بدین ترتیب ترکان و ترکمانان اگرچه به مدت پنج سده استقلال سیاسی ایران را از بین بردند و ویرانی های بسیار به بار آوردند، لیکن به سبب فقر فرهنگی مطلق و نداشتن زبان غنی ، ناخواسته موجب رواج زبان فارسی در سراسر مناطق تحت تصرف خود گردیدند.

اقطار شرق و غرب را مسخر گردانیدم . کوتاه سخن، در وارد شدن زبان فارسی به شبه قاره ی هند و آسیای صغیر و بخشی از شبه جزیره ی بالکان و رواج آن، هیچ یک از فرمانروایان ایرانی نقشی به عهده نداشتند، بلکه این قبایل مختلف ترک و ترکمان بودند که در ادامه ی سیاست سلطه طلبی و تجاوز خود، آن سرزمین ها را نیز به تصرف خود درآوردند و همان گونه که برای اداره ی امور ایران چاره ای نداشتند که کارگزاران و منشیان و وزیران خود را از ایرانیان، و به قول خودشان از «تات» ها، برگزینند و زبان فارسی را نیز به ناچار زبان رسمی دربارهای خود قرار دهند، در سرزمین های غیرایرانی نیز به ناچار همان سیاست را به کار بستند.

دیدگاهتان را بنویسید