مذاکرات مجلس شورای اسلامی دوره ۱ جلسه ۱۶ – ویکینبشته

این سازه دیدنی واقع در مرکز شهر تبریز ، از چندین بازار فرعی مانند امیر بازار (برای طلا و جواهرات) ، مظفریه (بازار فرش) ، بازار کفش و بسیاری دیگر برای انواع مختلف کالا تشکیل شده است. این نان تبریز است تبریز، دیروز یک عدهای بنده را ملآقات کردند که بعضی از آنها تازه از تبریز آمده بودند (بهادری ـ الان وضع نان آنجا خوبست) خوب پس اینها اختراع کردهاند (امامی خوئی ـ آقای آشتیانیزاده اجتهاد در مقابل نص مورد ندارد) وضع مملکت خیلی خوب است موضوع دیگر جریان قضیه شاهی است که گفته میشود تحریکاتی در کار بودهاست آقا مردم نان ندارند پولها در جاهای مخصوصی خرج میشود و مخصوصا در سازمان برنامه که مبالغ زیادی آنجا تلف میشود بنده مشغول جمع آوری یک اطلاعات کامل و کافی هستم نسبت به جریان برنامه هفت ساله یا هفده ساله یا هفتاد ساله که بعدا در مجلس مطرح میکنم و از ولخرجیها و گشاد بازیهای بیموردی که در آنجا هست صحبت خواهم کرد.

شوشتری ـ بسم الله الرحمن الرحیم، مخصوصا شمرده صحبت میکنم واستدعا دارم آقایان نمایندگان محترم و مخبرین جراید این عرایض اصولی مرا کاملا دقت بکنند که هیچگونه تحریفی در ش داده نشود و تصور نکنید و نکنند و نرود کدخدای ناخواسته در عرض عرایض خیال تشنج یا تباین فکری با عدم الفت وائتلاف در نظرم باشد ما برای وصل کردن آمدیم، همه که اینجا جمع شدهایم ا زنمایندگان محترم تهران که تشریف آوردهاند اینجا و نمایندگان ولایات هم انشاء الله، انشاء الله برای خدمت به این مملکت و به این جامعه آمدهایم (انشاء الله) در جلسه قبل از هم مکرم و بمنزله پدرمن یک تذکری فرمودند که آن تذکر صحیح بود و هم کردند که من موضوع خاصی را در نظر دارم و نظر شخصی دارم از این جهت از شخص ایشان هم متشکر به ایشان هم عرض کردم استغفار میکنم و ایشان هم قبول فرمودند بنده در دو جلسه اینجا راجع به اساس انتخابات تهران اعتراض اسول کردم این اعتراض من یا از نظر کوتاهی بیان و عدم فصاحت یا از نظر تحریف ونظر خاص جوری جلوه کرد که تصور کردند من با افراد خاصی نظر مخصوصی دارم از اینجهت آقای کتر بقائی در روزنامه خودشان استعلامی کردند و من پاسخ روشن دادم و در ذیل آن استدعا کردم که اگر پاسخ من قانع کردهاست شما را بسیار خوب و گرنه بمن پاسخ بدهید، جوابی ندادند معلوم شد ارضا شد خاطر ایشان از از عرایض بنده، عرایض من چه بود؟

ولی در ضمن من گزارش این امر را بوسیله رابطی که در دفتر ویژه اعلیحضرت بود و شخصی بود بنام سرهنگ رهبر که بسیار هم مرد خوبی بود، بعرض اعلیحضرت رساندم و از ایشان تعیین تکلیف کردم. در جلسه بعد که صورت مذاکرات جلسه قبل بایستی قرائت وتصویب میشد بنده مریض و غایب بودم بعدا که صورت مذاکرات مجلس را مطالعه کردم معلوم شد بیانات بنده با اشتباهات فاحشی چاپ شدهاست این اشتباهات و مندرجات بعضی روزنامهها در قسمت نقل مذاکرات مجلس که متاسفانه غالبا نطق نمایندگان را بطور ناقص ودست و پا شکسته در ج میکنند سوء تفاهمی ایجاد کردهاست که موجب نگرانی و ایراد و اعتراض عده زیادی از اشخاص روشن فکر و اصلاح طلب به بنده شدهاست کارتی هم با پست شهری از طرف جمعی طرفداران قانون اساسی به بنده رسیدهاست که عینا تقدیم مقام ریاست میکنم.

بنده از مقام ریاست استدعا میکنم که عین این نامه را ببنده نوشتهاند مقرر فرمایند با یک شرحی به اداره لوله کشی بفرستند و توصیه مؤکد بشود که به این اشخاص تعدی نکنند (صدرزاده ـ برای پیشرفت لوله کشی باید یک مقررات خاصی وضع شود) عرایض دیگری هم داشتم ولی چون میدانم وقت گذشتهاست موکول میکنم بوقت دیگر. شرحی هم از طرف جمعی از مستخدمین دولت و غیر مستخدمین دولت رسیدهاست که چون مفصل است از قرائت آن صرفنظر میکنم وخلاصه آن این است که عدهای از افراد بی بضاعت برای اینکه از پرداخت کرایه منزل که واقعا خیلی سنگین و سرسام آور است نجات پیدا کنند وکمکی به هزینه زندگانیشان بشود از اراضی شمال نهر کرج خریداری کردهاند و چند سال است هر کدام شاید یک ساختمان مختصری هم برای خودشان کردهاند یا در دست ساختمان است اداره لوله کشی سال گذشته اعلان کردهاست که چون اراضی مزبور برای تصفیه خانه لوله کشی لازم است این اشخاص بایستی اراضیشان را به اداره لوله کشی بفروشند و قیمت راهم بنرخ سال ۱۳۲۳ بگیرند معلوم نیست اداره لوله کشی با چه مجوزی چنین اعلانی کرده و چنین تصمیمی را گرفتهاست (حاذقی ـ کار عمومی مقدم بر منافع خصوصی است) آقا منافع افراد را هم باید در نظر گرفت وحقوق طبقه مستخدم دولت و طبقه ضعیف را هم باید مراعات کرد و باید به آنها کمک کرد.

شوشتری ـ بسم الله الرحمن الرحیم این ماده باز قابل تحلیل و تجزیهاست مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد لغت باتلاق بنده آنچه را که اطلاع دارم ۲۴۰۰ و خردهای بالاتر کمتر در همین حدود املاک خالصه دولت بودهاست در این ازمنه شاید ۸۰۰ و ۹۰۰ تا را شاید به انحاء مختلف و به عناوین مختلف بردهاند حالا د ولت یک نظر اساسی گرفته و نمایندگان محترم یک نظر جامعی دارند ایراد میکنند که آن رسیدن ملک است به ارباب استحقاق که سطح بقاء و آبادی مملکت بالا برود این را ما باید تجزیه کنیم تحلیل کنیم اول مقتضی بود صورت این املاک به نحو جامع معلوم شود(صحیح است) که در کدام استان، در کدام شهرستان، در کدام دهستان واقع است و انوقت تفکیک کنیم بین اراضی باتلاقی بایر و اراضی دایر لغت اراضی بایر باید معلوم شود باتلاقی زه کشی دارد زحمت دارد عنوان دارد، چندی قبل خواندم در یکی از جراید امریکا که ترجمه آن در روزنامه اطلاعات بود نوشته شود بحثی شد در امریکا که اراضی باتلاقی اراضی لم یزرع اراضی موات که آن اراضی مال بیت المال است نه مثل اراضی بیت المال ما که توی دست یک عده نیرنگ باز میاید و تقسیم میشود، آنجا گفتند که هر کس برود آن اراضی را دایر کند، آباد کند تاچند سال، ده سال، پانزده سال مالیات از او اخذ نمیشود اتفاقا اینها رفتند و شروع کردند به جاهای مختلف سرمایههای هنگفتی پیدا کردند دولت هم مساعدت کرده بود ولی وزیر دارایی مورد استیضاح کنگره قرار گرفت، وزیر دارایی آمریکا آمد و گفت امضای دولت محترم تر از این حرفها است ما میخواهیم سطح مملکت آمریکا به عمران و آبادی برسد، نظر نداریم به شخص خاصی بدهیم این مملکت باید آباد بشود آبادی غیر از محدودیت و احتکار است، دولت باید صورت این اراضی را که باتلاقی است معین بکند به عقیده بنده این هم کافی نیست بایستی دولت آنجا سرمایه بدهد اعلان بکند، بنویسد ماده از مجلس شورای ملی بگذرد که هر کس آمد ده دهکتار، پنجاه هکتار، صد هکتار این اراضی که زه کشی لازم دارد این اراضی که باید برگردد، شوریش برگردد به شیرینی قابل کشت و زرع بشود.

موضوع این است و استدعا دارم در این عرض من شخص آقایی دکتر مصدق و آقای حائریزاده پسر عموی عزیزم، آقای عامری یا آقای دکتر معظمی یا آقای گنابادی با آقای نبوی یکی از اینها از این چهار تا بنشینند و یک راه حلی پیدا کنند و آن این است انتخابات سوخته شده تهران تا یک حدودی طبق تشریفات بعمل آمد یعنی چه؟ دکتر علوی ـ بنده خیلی تشکر میکنم ازهمکار محترم آقای آشتیانیزاده که عین بیانی را که در آن جلسه راجع به بیدار شدن افراد جامعه بنده کردم و عرض کردم که افرا جامعه به علت رادیو و روزنامه و اصطکاک بیشتر با همدیگر امروز بیدار شدهاند امروز ایشان مطالب بنده را تکرار کردند، اما راجع به گله ایشان از بنده، بنده این گله را غیر واردمیدانم برای اینکه خیلی بیش از ایشان به دانشجویان پزشکی و به حرفه شریف و مقدس پزشکی علاقه دارم تا آقای آشتیانیزاده برای اینکه بنده در این کشور در این دنیا هر چه دارو ندارم هست در خلال طبابت بدست آوردهام ولی اساسا مثل اینکه ایشان گوش به عرایض بنده آنطوریکه باید وشاید ندادهاند.

در ۱۷ سال پیش در این مملکت دانشگاه تاسیس شد، آن شخصی که مؤسس دانشگاه بود، خودش از مردم بود از توی کاخ نیامده بود که توی کاخ بنشیند از میان مردم آمده بود بهمین دلیل برعکس یکی از رجال مملکت که یادم هست گفته بود در دوره گذشته، اینجا در اواخر دوره یا اواسط دوره گذشته گفته بود که معتقد بود به اینکه هر کس که پول ندارد نباید برود حقوق بخواند، یک همچو اعتقادی اینجا بود، من یادم نیست کی بود، گفت باید اشخاصی بروند تحصیلات عالیه بکنند که پول داشته باشند شهریه بدهند ولی آن شخص که دانشگاه را ایجاد کرد برای اینکه از این دسته نبود راهی برای مردم، برای طبقات دانیه و توده مردم باز شود که آنجا بروند و موفق به کسب علم بشوند.

امسال ۱۷ سال است که دانشگاه باز شدهاست و یک عده کثیری از طبقات پایین مردم واز جوآنها موفق شدند که کسب علم بکنند و روشن بشوند وخوب ببینند و خوب بفهمند و مدعی بشوند و تمام این نارضایتیها و تمام این جریاناتی که امروز موجب تشنج مملکت شده علتش هم همین هفت، هشت هزار نفر هستند که از دانشگاه بیرون آمدهاند و اینها حقشان را میخواهند تمام شد و رفت.

از طبقات شش گانه دعوت شد دوازده نفر معتمد هم آمدند وارد شدند ۹ نفر اعضای اصلی انتخاب شدند هیئت اصلی شروع کردند، اعلان شد وشروع شد به توزیع تعرفه و اخذ آرای انجمن ختام اخذ آرای را در روز معین اعلام کرد همه فهمیدند آرای تهران وحومه تهران تمام شدهاست شروع کردند بخواندن آرا البته تا بیست و پنجهزار بیست و شش هزار، سی هزار رای که خوانده شد کاندیدها یک روش مخصوصی داشت انجمن هم هر روز صورت آراء را میداد و روزنامهها هم منتشر میکردند بعد از سی هزار بود یا سی و پنجهزار نمیدانم کاندیدها عوض شدند این کاندیدها عوض شدند این کاندیدها که عوض شدند البته سروصدای عدهای مردم بیرون آمد یا مردمی که ذینفع بودند مردم بیغرض که چطور شد اینطور شد البته اعتراض نازل به اشخاص میشد و همه میگفتند که دست زدند به صندوق، موش رفته زیر صندوق، رای عوض شده از این جور حرفها و این اعتراضات در آمد این انجمنها پنجاه و چهار تا بودند این پنجاه و چهارتا را نمیتواند همه را گفت که از مردمان غیر شریف بودند البته ممکن است شش تا ده تا دوازده تا، پانزده تا، بیست صندوق دست خورده باشد تردیدهم ندارد من خودم در آن انتخابات رفتم تعرفه گرفته و رای دادم ولی این انتخابات دوم را قانونی نمیدانم هر چه اصرار کردند و فشار آوردند گفتم نمیروم من شخصا رای مخصوصی داریم و تا قانون انتخابات اولیه را ابطال ننماید انتخاب فعلی یعنی دوم قانونی نیست (حاذقی ـ وقتی باطل بشود چه کنند؟) اجازه بدهید من عرایضم را بکنم بیایید حل بکنید من آقایان را حکم قرار میدهم چرا؟

و متاسفم از اینکه با این عدم امنیت قضایی کسی نمیآید در این مملکت کارهای عمرانی را اقدام کند اگر بیاید بکند بایستی خیلی از او تشویق کرد و این کارها کارهایی است که بایستی سرمایهدار بکند کار بی سرمایه و ضعیف و بی چیز و بیچاره نیست بایستی تشویق کرد که سرمایه در این کشور بکار بیفتد تا اشخاص بیبضاعت هم دارای بضاعت و خانه و لانهای بشوند این فکر را باید عوض کرد باید به کسی که حاضر بشود سرمایهاش را در این کشور بکار بیندازد هر نوع امنیتی ایجاد کرد و از این حرفها دوری کنیم، عرض دیگری ندارم.

این عقیده در نظر بندهاست باید اول این کار را میکردند حالا هم تعیین تکلیف باز با مجلس شورا یملی است که تصمیمی بگیرند البته روی مصلحت وخیر مملکت و سعادت ملت ایران وغیر از این نخواهد بود. انصاف میدهم که تندنویسی مجلس حقیقه زحمت میکشند و تا حدی که امکان پذیر است سعی میکنند بیانات نمایندگان را درست یادداشت کنند و بچاپ برسانند لیکن متاسفانه با این چند نفر تند نویس انجام این منظور مقدور نیست و غالبا صورت مذاکرات مجلس مورد ایراد و اعتراض آقایان نمایندگان قرار میگیرد امیدوارم همانطور که مکرر در این خصوص صحبت شده و کارپردازی مجلس وعده دادهاند باتهیه ونصب یکدستگاه ضبط صوت رفع این نقیصه را بفرمایند اما مطلبی که میخواستم به عرض مجلس برسانم این است که در جلسه ۲۷ فروردین ماه بنده یک تذکر قانونی راجع باصل الحاقی بمتمم قانون اساسی دادم و توضیح مختصری هم عرض کردم.

دیدگاهتان را بنویسید